مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1040
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1366 ] نوع نوزدهم : اندر حمى يوم كه از حرارت آفتاب و آتش و گرما پديد آيد « 1 » جهت گرمى هوا كه به دماغ رسد و از آنجا به دل و از آنجا به شريانها پراكنده شود و روح را نيز گرم سازد و اين تب آرد . و تب مذكور از حرارت آفتاب بيشتر افتد . و بايد دانست كه اثر حرارت آفتاب بيشتر به روح نفسانى و در دماغ باشد خاصه اگر در تن فضله بود كه از حرارت آفتاب بگدازد و بخار او به دماغ برآيد و درد سر آرد . و اثر حرارت حمّام و آتش اكثر اندر دل باشد . علامت اين تب ، تقدم ملاقات آفتاب يا آتش است يا در گرمابهء سخت گرم دير ماندن و نبض به سرعت و صغر مايل بودن و [ در ] بعض [ موارد ] ، روشنائى [ و برّاقى ] و سرخى چشم و افزونى حرارت و التهاب در سر نسبت به ديگر اعضا پيدا آمدن . پس اگر سبب او گرمى آفتاب باشد ، ظاهر تن گرمتر از باطن نمايد و تشنگى بسيار نباشد و نفس بر جاى بود . و اگر سبب او گرمى آتش و حمام باشد ، تشنگى صعب و عظم در نفس ظاهر شود . علاج : روغن گل و سركهء بر برف سرد كرده از دور بر سر ريزند . و لخلحه از صندل و گلاب و آب گشنيز تر ساخته ببويانند و خرقه [ يى ] بدان تر كرده بر سينه و سر گذارند . و شربت بنفشه و نيلوفر و غوره و ريواج و بهى و ترنج هرچه به هم رسد و آب انارين سرد كرده و قدرى روغن گل برو ريخته بنوشانند تا تشنگى و درد سر بنشاند . و كشكاب سرد كرده و شكر آميخته و پوشت جو با شكر يار [ يعنى مخلوط ] كرده غذاء نيك است . و اگر به آب گرم پاشويه كنند خاصه كه درو بابونه و اذخر و بنفشه و نيلوفر و شاه اسفرم و شكوفهء بيد جوشانيده باشند بهتر باشد و صداع را فى الفور زايل مىسازد . و ديگر اشياء مبرّده چه در مكان و چه در فرش و چه در استعمال مرعى دارند . چون تب به انحطاط افتد ، استحمام فرمايند اگرچه نزله و زكام باشد . و آب شيرين نيم گرم بسيار بر سر او ريزند و در آبزن نيم گرم نشانند و اگر در آبزن بنفشه و نيلوفر و قدرى بابونهء پخته باشند سخت صواب بود . و بعده [ يعنى پس از آن ] سر آن را به روغن بنفشه و روغن نيلوفر چرب سازند به شرطى كه اثر زكام نداشته باشد . [ 1367 ] نوع بيستم : آنكه از تناول اغذيه و ادويه گرم پديد آيد . و بايد دانست كه اين به
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Sunstroke ephemeral fever ; Solar ephemeral fever .